ادامه مطلب...
1-یه نفر به رفيقش ميگه: ميخوام دختر شاه رو بگيرم! رفيقش ميگه: چرت نگو مومن! مگه
كشكه؟! طرف ميگه: بابا من كه راضيم، ننم هم كه راضيه، فقط مونده شاه و دخترش!
2- یه نفر پرتقال خوني ميخوره، ايدز ميگيره!
3- از یه نفر ميپرسن: ميدوني USA مخفف چيه؟ ميگه: يومالله سيزده آبان!
4- یه نفررفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا
واسه چي دارن ميدون؟! يارو ميگه: براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن. طرف فكر ميكنه،
ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟!
5- یارو زنگ ميزنه فلسطين، ميبينه اشغاله!
6-یه نفر سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب
بدبختيهها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟!
7- طرف ميميره، باباش رضايت نميده!
8- ازیه نفر ميپرسن: چند تا بچه داري؟ 4 تا از انگشتاشو نشون ميده، ميگه: 3 تا! ملت كف
ميكنن، ميگن: بابا اينا كه 4تاست؟طرف انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: اين بچة
همسايمونه، ولي هميشه خونة ماست!
9- یه نفرداروخونه داشته، يك روز جلو در مغازه بزرگ مينويسه: سوسك كش جديد رسيد!
خلاصه بعد يك مدت يك بابايي مياد تو ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسككش جديد چيه؟ اين
خونه ما رو سوسك پر کرده. طرف ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه. شما
اين دارو رو ميريزيد تو يك قطره چكون، بعد كشيك ميكشيد تا سوسكها رو بگيريد. هر سوسك
رو كه گرفتيد، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو
ميچكونيد، بعد از يك مدت سوسكها كور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن! يارو كف
ميكنه، ميگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگيريم كه همونجا درجا ميكشيمشون! طرف ميره
تو فكر، بعد يك مدت ميگه: آره خوب، ازون راهم مِشِه!
10- آبادانيه ميخواسته بره خواستگاري، ديرش شده بوده حواسش پرت ميشه شلوارش رو
پشت و رو ميپوشه و با عجله ميدوه تو خيابون، يهو يك ماشين مياد ميزنه درازش ميكنه وسط
خيابون. رانندهه مياد بالا سرش، ميگه: طوريت كه نشده؟ آبادانيه يك نگاه به سر تا پاش
ميكنه، چشمش ميافته به شلوارش، ميگه: چي چيو طوري نشده، ولك زدي حسابي پيچوندي!
11- ميخواستن یه آده کم عقل روشكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يك اتاق گرد، ميگن برو
يك گوشه بشين!
12- به یه نفر ميگن: كجا داري ميري؟ ميگه: دارم برميگردم!
13- یه نفر كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو
ماشين گير ميكنن!
14- ازیه نفر ميپرسن چندتا بچه داري؟ انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: هفت تا! ملت
كف ميكنن، ميگن: بابا اين كه فقط يكيه! ميگه: آخه دادم mp3ش كردن!
15- یه نفر ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشتصحنه بهش میرسونن كه: جواب برج
ايفله، فقط تو زود نگو كه ضايع نشی. خلاصه مسابقه شروع ميشه، طرف ميپرسه: تو جيب
جا ميگيره؟ ميگن: نه. طرف ميگه:...ها! پس حتماٌ برج ايفله!
16- یه نفر ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشتصحنه بهش ميرسونن كه: جواب
خياره، فقط تو زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، طرف ميپرسه: تو جيب
جا ميگيره؟ ميگن: نه. طرف ميگه: بابا اين عجب خيار گندهايه!
17- یه نفرميخواسته تو يك ادارة دولتي استخدام شه، ميبرنش گزينش. اونجا يارو ازش
ميپرسه: شما وقتي ميخواين وارد مستراح شيد، با پاي راست وارد ميشيد يا با پاي چپ؟!
طرف هول ميشه، ميگه: شما منو استخدام كنيد، من با سر وارد ميشم!
18- عمليه شب جمعهنشسته بوده تو حياط واسه خودش بساط ميزوني جور كرده بوده و تو
حال بوده، كه يهو يك توپ از آسمون مياد ميزنه بساط منقل و وافورش رو به گند ميكشه.
خلاصه بدبخت عملیه همينجوري هاج و واج نشسته بوده داشته به شانس گند خودش لعن و
نفرين ميفرستاده، كه يهو صداي زنگ در بلند ميشه و حالا زنگ نزن كي زنگ بزن! جناب
عملي با هزار بدبختي، خودشو ميرسونه دم در، ميبينه پشت در يك بچه ده-يازده ساله واستاده،
هي داد ميزنه: توپم...توپم! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه: اي بي ظرفيت! بابا خوب منم
توپم...ولی ديگه نميام كاسه كوزه مردم رو بهم بزنم كه!
19- ماشين یه بنده خدا رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه
و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش! يهو طرف داد ميزنه: هيچ خودتون رو ناراحت
نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ طرف ميگه من شمارشو
برداشتم!
20- یه نفر ميره قنادي، ميگه: ببخشيد كيك هفتاد طبقه داريد؟! يارو ميگه: نه خير نداريم.
فردا دوباره طرف مياد، ميپرسه: شرمنده، كيك هفتاد طبقه داريد؟ باز قناده ميگه: نه خير
نداريم. خلاصه يك هفته تمام هر روز كارمرده اين بوده كه بياد سراغ كيك هفتاد طبقه رو
بگيره و قناده هم هرروز جواب ميداده كه نداريم. آخر هفته قناده با خودش ميگه: اين بابا كه
مشتري سمجیه... بگذار يك كيك هفتاد طبقه براش بپزم، يك پول خوبي هم شب جمعهاي بزنيم
به جيب. خلاصه بدبخت قناد تمام پنج شنبه وجمعه رو ميگذاره يك كيك خوشگل هفتاد طبقه
رديف ميكنه. شنبه اول صبح طرف مياد، ميپرسه: ببخشيد، كيك هفتاد طبقه داريد؟! يارو با
لبخند بر لب ميگه: بله كه داريم، خوبشم داريم! طرف ميگه: قربون دستت، 500 گرم از
طبقة بيست چهارمش به ما بده!
فراش خزان ورق بیفشاید نقاش صبا چمن بیاراست
ما را سر باغ و بوستان نی هر جا که تویی تفرج آن جاست
گویند نظر به روی خوبان نهی است نه این نظر که ماراست
در روی تو سر صنع بی چون چون آب در آبگینه پیداست
هر آدمی ای که مهر مهرت در وی نگرفت سنگ خاراست
نالیدن بی حساب سعدی گویند خلاف رای داناست
1-آيا مـــي دانيد سرخپوستان چگونه كودكان خود را نامگذاري مي كردند؟
پدر هنگام خروج از كلبه نام اوّلين چيزي را كه مي ديد بر كودك خود مي نهاد. مانند: گاو
نشسته و آب خندان و اسب ايستاده و اسم هاي ديگر.
2-فريادهاي طاووس
طاووس با وجود زيبايي گيرايش مانند انسان فريادهايي مي زند كه در شب مي توانيم از
مسافت هاي دور آن را بشنويم. در گذشته مردم خيال مي كردند كه اين، صداهاي اشباح است.
3-هم وزنِ خود مي خورد.
موش كور يكي از كوچكترين پستانداران در بريتانياست كه انرژي بسيار مي سوزاند تا
اندازه اي كه ناگزير است هر روز غذايي بخورد كه هموزن خودش است و گرنه از گرسنگي
مي ميرد.
4-كركس آفريقايي مي تواند سريع و ناگهاني توقّف كند به گونه اي كه بر ترمزهاي اتومبيل
برتري دارد. هنگامي كه با سرعت نزديك به صد ميل حركت مي كند مي تواند فقط در طيّ
بيست قدم كاملاً توقّف كند. ( توضيح اينكه هر ميل 1609 متر است)
5- اهالي گينه نو كلاه هاي ساخته شده از تار برخي انواع عنكبوتهاي آنجا را مي پوشند.
گمان نكن كه اين كلاه ها ضعيف است و به سرعت فرسوده مي شود. زيرا واقعيّت برعكس
آن است. اين كلاه ها آن قدر قوي هستند كه در طول عمر شخصي كه آنرا مي پوشد مي ماند.
6-آيا فكر مي كني كه كاشتن سيب زميني برشته ممكن است؟ يك بار كه كشاورزان محصول
سيب زميني را در سرزمين ناتال در جنوب آفريقا جمع مي كردند، گرماي خورشيد خيلي
بالا بود تا حدّي كه كشاورزان ديدند كه سيب زميني اي كه از زمين درآورده اند قابل
خوردن است.
7-اگر مدادي را بگيري و خطّ پيوسته اي رسم كني تا مداد تمام شود. فكر مي كني طول اين
خط چقدر شود؟
شخصي سعي كرد و طول خط بيست و پنج ميل شد. (هر ميل 1609 متر است.)
8-شخص لبخند زننده، از عضلات صورتش فقط به هفده عضله احتياج دارد . در حالي كه
شخص اخمو به 43 عضله احتياج دارد. پس لبخند بزن و عضلات خود را خسته نكن.
9-كلاه ساخته شده از تار عنكبوت
اهالي گينه ي نو كلاه هايي ساخته شده از تار بعضي عنكبوت هاي آنجا را بر سر مي
گذارند. گمان نكنيد كه اين كلاه ها ضعيف هستند و به سرعت فرسوده مي شوند.
زيرا عكس اين قضيّه صحيح است. اين كلاه ها به اندازه اي قوي هستند كه در طول عمر
شخص كه آن ها را بر سر مي گذارد باقي مي مانند .
10-پرندگان همانند بشر لهجه هاي گوناگوني دارند . صداهاي يك گونه از پرندگان با
صداهاي همان گونه از پرندگان در جاهاي ديگر جهان فرق مي كند.
11- بي نام
دانشمندان تخمين مي زنند كه حدود ده ميليون نوع موجودات زنده در دريا هاي جهان وجود
دارند كه نام هاي آنها شناخته شده نيست .
12- پيچيده ترين زبان
زبان اسكيمو كه مردمان اينوت در آمريكاي شمالي و گرينلند بدان سخن مي گويند، داراي
شصت و سه صيغه براي فعل مضارع است و براي اسم هاي ساده گاهي تا سيصد و پنجاه و
دو صرف وجود دارد .
13- جنگ توپ
در سال هزار و نهصد و شصت و نه به علّت مسابقه ي فوتبال جنگي ميان دو كشور
السالوادور و هندوراس روي داد . در اين جنگ پيش از اينكه سازمان ملل آمريكا براي
متوقّف كردن جنگ دخالت كند، حدود دو هزار نفركشته شدند.
اين نخستين جنگ در تاريخ به علّت فوتبال بود .
14- نام ها
حدود نيمي از ساكنان دانمارك در چهارده نام مشترك هستند كه شايع ترين آن ها عبارت
است از: هانس و جينسن .
15- خورشيد نيمه شب
در دورترين نقطه ي شمال نروژ در سيزدهم ماه مي تا سي و يكم ماه ژولاي خورشيد
غروب نمي كند و اين بدان معني است كه شما مي توانيد خورشيد را در نيمه شب ببينيد .
16- كشور درياچه ها
در فلاند شصت هزار درياچه وجود دارد كه ده درصد از مساحت كشور را مي پوشاند.
17-فكّ تمساح
فكّ تمساح آن قدر قوي است كه استخوان را به آساني مي شكند. ولي اين نيرو فقط وقتي
است كه مي خواهد دهانش را ببندد. عضلاتي كه دهان تمساح را باز مي كنند آن قدر ضعيف
هستند كه با يك دست مي توان آن را بسته نگاه داشت. ولي چه كسي جرأت اين كار را دارد
18-لئوناردو داوينچي نقاش مشهور ايتاليايي قادر بود با يكي از دستانش بنويسد در حالي
كه با دست ديگر نقاشي مي كرد و بيشتر يادداشت هاي او بر عكس نوشته شده است
طوري كه خواندنِ آن جز با آينه ممكن نيست.
19-موي بدن شما: تعداد مو در بدن شخص معمولي در حدود پنج ميليون مو است و معروف
است كه تنها جاهايي كه مو در آن رشد نمي كند درون كف دست و پا مي باشد.
20- علاقه ي سزار:
بسياري علاقه هاي عجيب در جهان وجود دارد. ولي پترس بزرگ، سزار روسيه علاقه اي
داشت كه از عجيب ترين علاقه هاست. سزار به دندانپزشكي علاقه مند بود و اين كار را با
افراد دربارش انجام مي داد.
21-جشنهاي تولّد:
قدمت مراسم جشن تولّد به هزاران سال برمي گردد. پادشاهان مصر قديم و پادشاهان بابل
آن را جشن مي گرفتند امّا كيك تولّد، اختراعي يوناني است.
22- خشك ترين
خشك ترين جاهاي جهان صحراي « اتاماكا» در شيلي است. درسال هزار و نهصد و هفتاد
و يك پس از چهارصد سال خشكي، مقداري باران در آن باريد.
زماني كه بشر اوّليّه زبان را براي برقراري ارتباط ايجاد كرد، عددهاي يك تا ده از نخستين
واژه هايي بودند كه انسان آن ها را وضع نمود و مبناي آن نيز انگشتان دست بود و با
پيشرفت بشر نياز به عددهاي بالاتري از ده پيش آمد. براي اثبات قديمي بودن اعداد كافي
است شباهت عدد «دو» را در چند زبان از خانواده ي زبان هاي هند و اروپايي بررسي كنيم.
فارسي دو فرانسه deux ايتاليايي due
كُردي دو اسپانياي dos آلماني zwei
پَشتو دوي پرتغالي duas سوئدي ْdva
لاتين دي انگيسي two روسي dva
شبيه بودنِ عددها، نشان دهنده ي قدمت آن هاست و امروزه يكي از ملاك هاي خوب طبقه
بندي زبان هاي هم خانواده بررسي اعداد در زبان هاست.
جالب است بدانيم در فرهنگ زبان انگليسي عددهاي (1-2-3-4-…) را عددهاي عربي
(Arabic numbers) مي نامند. زيرا اين عددها در گذشته ي دور از عربي به نوشتار
اروپاييان راه يافت و پيش از آن در اروپا به تقليد از تمدّن يونان اعداد را چنين مي نوشتند.
I- II- III- IV- V- VI- VII- VIII- IX- X- XI- XII
اعداد فعلي عربي را ابتدا هنديان اختراع كردند و سپس از راه ايران وارد عربي شد سپس وارد اروپا شد.


